قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1996

تاريخ الفي ( فارسى )

اخلاص را به خار و خاشاك بىالتفاوتى مكدّر و تيره نگردانند و حقوق مرا و پدر مرا كه بر ذمّت آل سامان ثابت است ، به سخنان بدگويان ضايع نسازند تا نظام الفت گسسته نشود و بناى متابعت و مطاوعت انهدام نيابد . چون حمولى به بخارا رسيد او را به منصب وزارت نويد دادند و او به آن منصب مسرور و مغرور شده رسالت امير سيف الدّوله را فراموش كرد . و امير سيف الدّوله از اين اوضاع استدلال نمود كه ملك سامانيان بر شرف زوال است و دولت ايشان در صدد انتقال ؛ چه ، جماعتى كه مدبران دولت ايشان‌اند همه نظر بر صلاح خويش دارند نه بر انتظام احوال ولينعمت خود . و چون سيف الدّوله دانست كه منصور بن نوح با او در مقام بىالتفاتى است ، بالضّروره روى به نيشابور نهاد تا منصب قديم خود را به دست آورد . « 1 » بگتوزون بر عزم او واقف شده از رهگذر برخاست و نيشابور « 2 » را به او گذاشته به طرفى بيرون رفت و عرضه داشتى به بخارا فرستاده صورت حال باز نمود . ابو الحارث منصور از سر غرور جوانى و غفلت كودكى و عدم تجربهء روزگار طايفه‌اى فراهم آورده و روى به خراسان نهاد تا دست سيف الدّوله محمود را از تصرّف آن ولايت كوتاه گرداند ، و بر سبيل تعجيل روان شده تا در سرخس در هيچ‌جا توقّف ننمود . محمود اگرچه بيقين مىدانست كه ايشان تاب مقاومت او ندارند و اين حركت بر سبيل تعجيل از آثار طفوليّت و بىخردى است ، ليكن از كفران نعمت انديشيده رعايت جانب ابو الحارث منصور كرده ، نيشابور را به او گذاشته به مرو الرود كه الحال به « مرغاب » مشهور است ، رفت « 3 » تا سبب سرزنش و بدنامى نگردد ، و در وقتى ديگر از سر حجّتى قاطع و عذرى روشن در مقابل ايشان درآيد تا طعن حسّاد و ملامت اضداد به او راه نيابد و اقاصى و ادانى او را معذور دارند .

--> ( 1 ) . محمود غزنوى قبل از حركت به سوى نيشابور ، جهت تحكيم موقعيت سياسى خويش دخترش را در عقد نكاح على بن مأمون ، فرمانرواى خوارزم ، درآورده بود ، و مقارن با آن با قراخانيان نيز مذاكراتى در باب اتّحاد كرده بود ؛ - اشپولر ، تاريخ در قرون نخستين اسلامى ، 194 ؛ نيز قرار شده بود رود جيحون خطّ مرزى غزنويان و قراخانيان شود ؛ - تاريخ ايران ، پژوهش دانشگاه كيمبريج ، ج 4 ، ص 148 . به‌هرحال تصرّف نيشابور براى محمود هدف اصلى بود و به قول بيهقى محمود نمىتوانست : « نيشابور را به بگتوزون يله كند . » ؛ - تاريخ بيهقى ، به كوشش على اكبر فياض ، ص 865 . ( 2 ) . اوضاع خراسان پس از سبكتكين موقع را براى مداخلهء مجدّد سامانيان در آن ولايت مساعد كرده بود ، و بگتوزون سپهسالار ترك از جانب منصور دوّم به حكومت خراسان منصوب گشته و عازم نيشابور شده بود ؛ - تاريخ ايران ، پژوهش دانشگاه كيمبريج ، ج 4 ، ص 148 . ( 3 ) . اشپولر مىنويسد كه : « محمود پس از عقب‌نشينى مصلحتى خويش به مرو الرود در آنجا با قابوس ، كه پس از تبعيد طولانى به گرگان مراجعت كرده و سپاه آل بويه را از آنجا رانده بود ، قراردادى منعقد نمود . » ؛ - تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ، ص 194 .